close
تبلیغات در اینترنت
مذهبی


ادامه مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

روزی حضرت سلیمان علیه السلام بر ساحل دریا نشسته بود.مورچه ای را دید که دانه گندمی را کنار دریا می برد، ناگهان قورباغه ای  سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را باز کرد.آن مورچه وارد دهانش شد و در دریا فرو رفت.

سلیمان علیه السلام شگفت زده به این کار می اندیشید که قورباغه از آب بیرون آمد و دهانش را باز کرد و آن مورچه از دهانش خارج شد؛ اما آن دانۀ گندم با او نبود.

سلیمان علیه السلام او را صدا کرد و از کارش پرسید.

[قورباغه] گفت: ای پیامبر خدا! در این دریا که می بینی صخره ای وجود دارد که داخل آن، کرم کوری زندگی می کند و چون خودش نمی تواند روزی خودش را فراهم کند، خداوند مرا موکل و مامور روزی او قرار داده است و من هم روزی او را برایش می برم.

سلیمان علیه السلام پرسید: آیا از او تسبیح و ستایشی شنیده ای؟

گفت: [کرم] می گوید: ای کسی که روزی مرا در دل این صخره، زیر این دریا فراموش نمی کنی! به لطف و رحمتت بندگان مومنت را فراموش مکن.1

پ.ن: قابل توجه کسایی که میگن خدا ما رو فراموش کرده.


1-ینابیع الحکمه، ص 196-197.

برداشت شده از کتاب "قصه های دلنشین"......کاظم سعید پور........نشر جمال

بسم الله الرحمن الرحیم

خندۀ پیامبر

سه روز از تولد محمد صلی الله علیه و آله گذشته بود. پدربزرگش – عبدالمطلب – نزد آمنه آمد تا نوۀ عزیزش را ببیند.وقتی چشم عبدالمطلب به جمال زیبای محمد افتاد، او را گرفت و با مهربانی بوسید و گفت:« خدای را سپاس که تو را – همان طور که وعدۀ آمدنت را داده بود – به ما عطا کرد.از امروز دیگر برایم فرقی نمی کند که بمیرم یا نه.» این را گفت و محمد را به آمنه داد.

محمد در آغوش مادر خوشحال شده بود.مانند کودک یکساله با هوشیاری به اطراف نگاه می کرد و به روی پدربزرگ و مادرش می خندید.

عبدالمطلب به آمنه گفت:« ای آمنه! از فرزندم مراقبت کن که به زودی به مقام بزرگی خواهد رسید.»1

نکته ها:

1.از اینکه عبد المطلب، نوه اش را مهربانانه بوسید و او را نوازش کرد، روشن می شود که عبدالمطلب نیز شخصی خوش اخلاق و مهربان بوده است.

2.سخن وی که گفت:« خدای را سپاس که تو را – همان طور که وعدۀ آمدنت را داده بود – به ما عطا کرد.» دلیل آن است که گذشته از یهود و نصارای ساکن در منطقۀ حجاز که به وسیلۀ بشارت های پیامبرانشان از بعثت پیامبر با خبر بودند، خاندان خود پیامبر نیز از این موضوع خبر داشتند.

3.آگاهی عبدالمطلب از پیامبر شدن نوه اش به قدری بود که به عروش آمنه گفت:« ای آمنه ! از فرزندم  مراقبت کن که به زودی به مقام بزرگی خواهد رسید.»

 


1.بحار الانوار ، ج 15 ، ص 329

تمامی مطالب این پست از کتاب"تبسم آفتاب"(نویسنده:"غلامرضا حیدری ابهری" و انتشارات دلیل ما) برداشت شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله سیستانی

عالم ربانی و فقیه صمدانی، آیة الله العظمی میرزا حسن علی مروارید (قدس سره) ، در آخرین سفر زیارت عتبات عالیات در سال 1377 شمسی ، به همراه چند تن از نزدیکان برای دیدار با مرجع عالی قدر شیعه ، آیة الله العظمی سیستانی، به منزل ایشان رفتند.

با ورود حضرت آیة الله مروارید، آیة الله العظمی سیستانی به صحن حیاط آمدند و بعد از سلام، دست حضرت آیة الله مروارید را بوسیدند و خودشان یه جای یکی از جوان ها زیر بغل ایشان را گرفتند.حضرت آیة الله مروارید که در آن ایام چشم شان نمی دید، پرسیدند: ایشان کیست؟ 

حضرت آیة الله سیستانی پاسخ دادند: منم علی!


 افق پارسایی(ضمیمه هفته نامه افق حوزه)-دی ماه 1392

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام.در این نوشته قصد دارم به نوع پوششی که امروزه پسران نوجوان و جوان دارند، بپردازم.امیدوارم که هر چه زودتر این نوع پوشش از بین برود.درضمن در این مطلب،منظور بنده فقط عده ی خاصی از پسران هستند که این طور پوششی دارند.خدای ناکرده حمل بر بی احترامی به پسران دیگر نشود.

از موی سر شروع می کنیم.مویی که انواع و اقسام مدل ها را ، این روزها به خود دیده است.از مدل موی آلمانی و فرانسوی و آمریکایی بگیر تا تاج خروس و لانه ی کبوتر و فشن و بام شیروانی و برق گرفته و....(اهل فن بیشتر می دانند.)البته لازم به ذکر است این مدل موی آخری(برق گرفته) ، خیلی راحت به دست می آید؛ تنها کافی است شما یک لحظه دستتان را به سیم بدون روکش برق بزنید سپس این مدل مو را در موهای خود مشاهده کنید؛ به همین سادگی.

ادامه مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

بنی امیه

در روز 12 ربیع الثانی سال 132 هجری قمری، نسل منحوس و ملعون بنی امیه در خلافت منقرض شدند و شر خود را از سر مسلمین کم کردند.

به همین منظور، تاریخچه ای کوتاه از منصوب شدن تا معزول شدن امویان از خلافت ، خدمتتان ارائه می گردد:

امویان از دودمان‌های تاریخی اسلامی بودند. این دودمان از قبیله قریش و از طایفه بنی‌امیه بودند.

امویان از سال ۶۶۱ تا ۷۵۰ میلادی به عنوان خلفای امپراتوری تازه تاسیس اسلامی در دمشق حکومت کردند و اولین سلسله موروثی را در تاریخ اسلام پدید آورند. قلمرو تحت حکومت آنها از مشرق تا هند و از مغرب تا شبه جزیره ایبریا گسترده بود. بعد از سقوط حکومت امویان در شرق به وسیله عباسیان آنان در اندلس (اسپانیا) امارت قرطبه (کوردوبا) را بنا نهادند که از سال ۷۵۶ تا ۱۰۳۱ حکومت کرد و این حکومت از سال ۹۲۹ میلادی به نام خلافت بود.

ادامه مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم
بیانیه

به اطلاع میرساند طی توهین بی سابقه به ساحت مقدس حضرت امام علی النقی علیه السلام که توسط مزدور خوک صفت انگلیسی شاهین نجفی صورت گرفته است زمانی که اسم مقدس این امام معصوم را با نامهای نقی و امام نقی در جست و جوگر گوگل سرچ میکنیم همراه با چهره ها و عکسهای زننده ظاهر میشود..

توجه داشته باشید دوستانی که وب دارند پوسترهای زیبا از امام هادی علیه السلام را با برچسب های نقی ,  naghi , امام نقی , imam naghi , امام نقی(ع) ,  
emam naghi  در وب خود قرار دهند تا از ادامه این حرکت زشت جلوگیری شود..

شایان به ذکر است شما می توانید در وبلاگ "عشقم امام هادی علیه اسلام" از تعدادی پوستر امام نقی علیه السلام برای استفاده در وبتان بهرمند شوید..


 این مطلب را گسترش دهید...!


برداشت شده از وبلاگ:"عشقم امام هادی علیه اسلام"

بسم الله الرحمن الرحیم

     عذاب قبر  

یکی از پادشاهان ظالمی که در برابر ظلم ها و بی عدالتی هایی که در دنیا انجام داده بود به عذاب برزخی خود رسید، خسرو پرویز است.

ابورواحه انصاری از مغزی نقل کرده است که او گفت:

در جنگ نهروان در رکاب امیرالمومنین علیه السلام بودم.بعد از پایان جنگ ، جمجمه ی پوسیده ای را مشاهده کردیم.حضرت با تازیانه ی خود آن را حرکت داد.فرمود:بیاورید.

سپس به او فرمود: چه کسی هستی؟ از فقرایی یا از اغنیاء؟ از سعادتمندانی یا از شقاوتمندان؟

جمجمه با زبان فصیح گفت:

ادامه مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید شهریاری

هیچ وقت دغدغۀ دکتر (شهریاری) برای نماز اول وقت یادم نمی رود.بچه های دیگر شاید فقط نماز خواندن دکتر را در دانشکده دیده باشند،ولی من در کوهستان هم دیده ام که تا وقت اذان می شد،سریع قبله را پیدا می کرد و به نماز می ایستاد.از دیدن نماز خواندن اشان بعضی موقع ها خجالت می کشیدم.هنوز نمازش را شروع نکرده بود که ما هشت رکعتمان را خوانده بودیم! دکتر در عباداتش خیلی وزین بود.1

(از شاگردان شهید)

****************************************************************************************

دکتر معمولا کار درست و پسندیده را در عمل نشان می داد.بارها دیدم که اگر کسی می آمد و موازین را رعایت نمی کرد،دکتر متانت به خرج می داد و مستقیم تذکر نمی داد.مثلا اگر خانمی حجاب مناسب نداشت،دکتر سرش را پایین می انداخت و خیلی کوتاه جواب سوالش را می داد.طرف مقابل خودش می فهمید قضیه چیست.1

(از شاگردان شهید)


1.برداشت شده از کتاب "شهید علم"....(شهید دانشمند دکتر مجید شهریاری در آئینۀ خاطرات)....نشر سلمان پاک

برداشت شده از وبلاگ: نوشته های یک پسر قمی